مهربانی شما چه رنگی ست ؟

متن مرتبط با «است» در سایت مهربانی شما چه رنگی ست ؟ نوشته شده است

چِِون آن روح زیبا با ماست

  • نیلوبلاگ

    ذوستان عزیز روژین (که ما را تنها نگذاشته اید)، فقط سلامی کوتاه، و پیامی کوتاه که زیبایی متون این وبلاگ باید جاودانه بمانند و بی خدشه. در توان ما نیست که به زیبایی او بنویسیم، و نوشته های او هم که برای همه زمانها هستند به خصوص این روزگار سخت که با کورونا دست و پنجه نرم میکنیم. من هنوز هر روز از او میآموزم. آمید دارم که شما نیز هم. با محبت، آبجی خانم...

    ادامه مطلب
  • چِِون آن روح زیبا با ماست ...

  • نیلوبلاگ

    ذوستان عزیز روژین (که ما را تنها نگذاشته اید)،فقط سلامی کوتاه، و پیامی کوتاه که زیبایی متون این وبلاگ باید جاودانه بمانند و بی خدشه. در توان ما نیست که به زیبایی او بنویسیم، و نوشته های او هم که برای همه زمانها هستند به خصوص این روزگار سخت که با کورونا دست و پنجه نرم میکنیم.من هنوز هر روز از او میآموزم. آمید دارم که شما نیز هم.با محبت،آبجی خانم بخوانید...

    ادامه مطلب
  • هر کودکی هنرمند است...

  • نیلوبلاگ

    ۵ سالش بود و با دستای کوچولوش برام قلب و گل و ستاره میکشید؛ الان همون دستا تبدیل به دستان هنرمند و نوجوانی شدن که با ذهنی خلاق در جستجوی نو آوری و ساخت طرحهای تازه ست! ۱۷ سال گذشت و مهرانا هموندختر موطلاییکه مادرانه وعاشقانه وار دوستش داشتمدانشگاهی شد. طراحی صنعتی دانشگاهی در قلب تهران، شهری عظیم. با فرهنگی تهرانی- شهرستانی و زرنگ بازیهایی که بیشتر خاص شهرای بزرگه . شهری که برایدختریساده و چشم و گوش بسته که یک بار هم به تنهایی سفر نرفته پر از چلنج و اضطراب خواهد بود. با اینکه فرسنگها ازش فاصله دارم به اندازه خواهرم نگرانش هستم. خدا رو شکر دائی و عموهاش تهرانن و هواش...

    ادامه مطلب
  • هر کودکی هنرمند است (۲)

  • نیلوبلاگ

    برادرم رفیقم بود. همبازی و هم رازم بود. با هم ۳ سال تفاوت سنی داشیم. ۹ ساله شد که همبازی و رفیقانش عوض شد و وارد دنیای پسرانه شد،. نوید پسر خوشگل و خوش رو و مهربونی بود. خوش زبون بود و همه دوستش داشتن، انگار مهره مار داشت. خواهرام هم سن و سال هم بودن و من و برادرم با هم همزبون بودیم. ابجی خانم بزرگه هر جا دعوت میشد خواهرم رو هم با خودش میبرد. ساناز یکی از دوستای متجدد و پولدار ابجی خانم بود که مهمونیای مختلط میداد. بیشتر دوست و اشنا بودن. ۱۳،۱۴ سالم که شد دلم میخواست منم تو دنیای دخترونش دعوت بشم ولی سن و سال من بهشون نمیخورد. گاهی برادرم رو با خودشون میبردن، نوید رو همه دوست داشتن از معل...

    ادامه مطلب